واژه جو

برفک

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(بَ فَ) (اِ.) ۱- ورقه نازکی از برف که در یخچال‌ها و دستگاه‌های سرد کننده ایجاد شود. ۲- نوعی بیماری که علامت آن غشای سفید رنگی است که مخاط زبان و دهان و حلق را می‌پوشاند، قلاع. ۳- نقطه‌های سفید یا نورانی متعدد بر صفحه تلویزیون یا رادار.

معنی برفک | واژه جو