براد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
براد. [ ب َرْ را ] (ع ص ) کوزه ٔ آب سردکننده . (مهذب الاسماء). سردکننده . خنک کننده . و رجوع به بُراد و بَرْد شود.
براد. [ ب ُ ] (ع مص ) ضعیف دست گردیدن . ◄ رسول ساختن . ◄ تگرگ زده شدن . برد القوم (بصیغه ٔ مجهول )؛ تگرگ زده شدند، و همچنین بردت الارض ؛ تگرگ زده شد زمین . ◄ (ص ) سرد. (از منتهی الارب ). ♦ ماء براد ؛ آب سرد. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).