بخیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ یِ) (اِ.)<BR>۱- کوکی که روی پارچه با دست یا چرخ خیاطی بزنند.<BR>۲- دوختن بخشی از بدن که در اثر عمل جراحی شکافته شده باشد. ؛ اهل ~ اهل فن، صاحب سررشته، وارد به کار. ؛ ~ به آب دوغ زدن کنایه از: زحمت بی هوده کشیدن، کاری بی حاصل کردن.<br>