بخیه زدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. زَ دَ) (مص م.)<BR>۱- کوک زدن، دوختن.<BR>۲- دوختن بخش جراحی شدة بدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبخیه کردن، دوختن، درز گرفتن، شلال کردن، کوک زدنالحام کردنواژه قبلی: بخیهواژه بعدی: بد