واژه جو

بجدن خان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بجدن خان . [ ب ُ دَ ] (اِخ ) دهی از دهستان خواشید ششتمد سبزوار در ٣٧ هزارگزی جنوب ششتمد سکنه ٔ آن ٩٨٥تن، آب آن از قنات، محصول آن غلات، پنبه، بادام . شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).

معنی بجدن خان | واژه جو