واژه جو

بتگندیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بتگندیدن . [ ب ِ گ َ دی دَ ] (مص ) بتگندن . سر باز زدن از طعام از غایت سیری . (فرهنگ نظام ). و رجوع به بتکن و بتکندیدن شود.

معنی بتگندیدن | واژه جو