واژه جو

بایدو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بایدو. (اِخ ) باستی . از سران سپاه در زمان ایلکانیان . او در حوالی سال ٨٨٦ هَ . ق . به محافظت دربند فرستاده شده بود. و رجوع به ذیل جامعالتواریخ چ بیانی ص ٢٣٦ شود.

معنی بایدو | واژه جو