واژه جو

بایدار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بایدار. (اِخ ) پسر جغتای پسر چنگیزخان از امرای مغول که بهمراهی سایر سرداران مغول تا حدود آس و روس پیش راند. رجوع به تاریخ جهانگشای جوینی ص ٢٠٥ و ٢٢٤ و حبیب السیر چ طهران ص ١٨ قسمت دوم شود.

معنی بایدار | واژه جو