بالیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالیک . (اِ) پالیک . کفش . پاپوش چرمی . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). پای افزار چرمین . (فرهنگ اسدی ) : از خروبالیک آنجای رسیدم که همی موزه ٔ چینی می خواهم و اسب تازی . رودکی . و رجوع به پالیک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالیک . (اِ) پالیک . کفش . پاپوش چرمی . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). پای افزار چرمین . (فرهنگ اسدی ) : از خروبالیک آنجای رسیدم که همی موزه ٔ چینی می خواهم و اسب تازی . رودکی . و رجوع به پالیک شود.