بالیکسری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالیکسری . [ ] (اِخ ) نام شهری است در ولایت خداوندگار (عثمانی ) که مرکز سنجاق قره سی بشمار می آید و در ١٥٠ هزارگزی شمال شرقی ازمیر و ٨٠ هزارگزی جنوب باندرمه قراردارد. بازار هفته و یک بازار سالانه ٔ مکاره (در ماه اوت ) در آنجا دائر است . عبای خاص در آنجا بافته میشود که معروف است . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٢ ص ١٢١٩).
بالیکسری . [ ] (اِخ ) نام قضای مرکزی از سنجاق قره سی است در ولایت خداوندگار (عثمانی ) که شش ناحیه : فرط، ابورندی، کیره سون، گیسود، بلاط، بالیه در آن قرار دارند. از جنوب به سنجاق صاروخان و از مشرق به سنجاق بروسه محدود است . حدود صد پارچه قریه در آن است . ناحیه ای جنگلی است . (از قاموس الاعلام ترکی ج ٢ ص ١٢١٩).