بالا آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالا آوردن . [ وَ دَ ] (مص مرکب ) صعود دادن . از پائین ببالا بردن . برآوردن . ♦ بالا آوردن ساختمان ؛ ساختمانی را بمرحله ٔ پوشش درآوردن . ♦ بالا آوردن غذا ؛ بمجاز استفراغ کردن .قی کردن . هراش کردن . برگرداندن . اشکوفه فتادن کسی را.
مترادف و متضاد واژهدان
قی کردن، استفراغ کردن، شکوفه کردن دیوار ساختن، عمارت کردن ایجاد کردن، به وجود آوردن سبب شدن، باعث شدن
فرهنگ طیفی واژهدان
استفراغ کردن، قی کردن، اغ زدن نشخوار کردن آروغ زدن باد درکردن سکسکه کردن سرفه کردن، صدا را صاف کردن تف کردن بیرون دادن [مدفوع]