بالا آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالا آمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) برشدن . برآمدن . ارتفاع گرفتن . صاعد شدن . ♦ بالا آمدن آب رود یا دریا ؛ مد پیدا کردن آب . طغیان کردن آب . ارتفاع گرفتن و برآمدن آب . ♦ بالا آمدن جان ؛ تعبیری دشنام گونه است مردن و جان دادن یا جان سپردن را. ♦ بالا آمدن ساختمان ؛ به مرحله ٔ پوشش رسیدن آن . برآمدن دیوارهای آن . از زمین برتر شدن پایه های ساختمان . ♦ بالا آمدن شکم ؛ نفخ کردن شکم . باد کردن شکم . ۩ بمجاز آبستن شدن . حامله گشتن . حامل شدن . ♦ ببالا برآمدن ؛ برشدن . ارتفاع گرفتن . از جای فرودین بجایگاه برین رفتن . بر فراز بلندی یا تپه شدن : ببالا برآمد درفشی به دست به نعره همی کوه را کرد پست . فردوسی .
مترادف و متضاد واژهدان
برآمدن، صعود کردن افزوده شدن، زیاد شدن (سطحآب) متورم شدن، ورم کردن، آماس کردن باد کردن، برجسته شدن