واژه جو

باجوند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باجوند. [ باج ْ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان آختاچی بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد در ٢٥هزارگزی شمال خاوری مهاباد و ١٤هزارگزی باختر شوسه ٔ بوکان بمیاندوآب . کوهستانی، معتدل، مالاریائی . سکنه ٔ آن ١٣٤ تن است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات، توتون، حبوبات است . شغل اهالی زراعت، گله داری، صنایع دستی جاجیم بافی . راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).

معنی باجوند | واژه جو