انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۷۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ساقی اندر خواب شد خیزای غلام باده را در جام جان ریزای غلام با حریف جنس درسازای پسر در شراب لعل آویزای غلام چند گویی مست گشتم میبنه وقت مستی نیست مستیزای غلام چند پرهیزی از این پرهیز چند از چنین پرهیز پرهیزای غلام بیش از این بدخوبی و تندی مکن ساعتی با ما بیاویزای غلام در پناه باده شو چون انوری وز غم ایام بگریزای غلام