انوری | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۶۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای پسر برده قلندر گیر پرده از روی کارها برگیر کفر و اسلام کار کس نکند آشیان زین دو شاخ برتر گیر این دو معشوقه دو قوم شدست تو برو مذهب سه دیگر گیر پای دربند آن و این چه کنی خودسری باش و کار از سر گیر رهبران تو رهزنان تواند کم این مشتی احمق خر گیر پیش کین رهبران رهت بزنند راه بتخانهای آزر گیر