واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

با دل گفتم گرد بلا می‌گردی مغرور شدی به صبر و پی گم کردی من نیز بدان رسن فروچاه شدم دیدی که تو خوردی و مرا آزردی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۷ | واژه جو