واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۶

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

ای دل تو بسی که از غمش خون خوردی چندین مخروش و باش تا چون کردی آری شب عشق دیر بازست و سیاه لیکن تو سپید کار زود آوردی

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۹۶ | واژه جو