واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

کسری که کمان عدل او کرد به زه حاتم که ز کان به جود بگشاد گره رستم که به گرز خود کردی چو زره پیروز شه از هرسه درین هریک به

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۳ | واژه جو