واژه جو

انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آن بت که به دست غم گرفتارم ازو وز دست همی درگذرد کارم ازو بیزار شدست از من و من زارم ازو دل نی و هزار درد دل دارم ازو

معنی انوری | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۳۷۲ | واژه جو