التحام
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) به هم پیوستن، به هم چسبیدن، جوش خوردن (زخم یا چیز دیگر).<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) به هم پیوستن، به هم چسبیدن، جوش خوردن (زخم یا چیز دیگر).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
التحام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) کفشیر گرفتن جراحت و سر استوار کردن آن . (منتهی الارب ). پیوسته شدن جراحت . (تاج المصادر بیهقی ). با یکدیگر پیوستن جراحت . (مصادر زوزنی ). ◄ سخت گردیدن جنگ . (مصادر زوزنی ).
مترادف و متضاد واژهدان
اتصال، پیوستن جوشخوردن، چسبیدن