التحاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) در رسیدن، پیوستن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) در رسیدن، پیوستن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
التحاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) دررسیدن به کسی یا چیزی و چسبیدن بدان . (اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) در رسیدن، پیوستن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) در رسیدن، پیوستن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
التحاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) دررسیدن به کسی یا چیزی و چسبیدن بدان . (اقرب الموارد).