اقبال لاهوری | پیام مشرق | زندگی و عمل در جواب هاینه موسوم به «سؤالات»
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد آه که من چیستم موج ز خود رفته ئی تیز خرامید و گفت هستم اگر میروم گر نروم نیستم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم هیچ نه معلوم شد آه که من چیستم موج ز خود رفته ئی تیز خرامید و گفت هستم اگر میروم گر نروم نیستم