اقبال لاهوری | پیام مشرق | در جهان دل ما دور قمر پیدا نیست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در جهان دل ما دور قمر پیدا نیست انقلابیست ولی شام و سحر پیدا نیست وای آن قافله کز دونی همت میخواست رهگذاری که درو هیچ خطر پیدا نیست بگذر از عقل و در آویز بموج یم عشق که در آن جوی تنک مایه گهر پیدا نیست آنچه مقصود تگ و تاز خیال من و تست هست در دیده و مانند نظر پیدا نیست