اقبال لاهوری | زبور عجم | ما که افتندهتر از پرتو ماه آمدهایم
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ما که افتندهتر از پرتو ماه آمدهایم کس چه داند که چسان اینهمه راه آمدهایم با رقیبان سخن از درد دل ما گفتی شرمسار از اثر ناله و آه آمدهایم پرده از چهره بر افکن که چو خورشید سحر بهر دیدار تو لبریز نگاه آمدهایم عزم ما را به یقین پخته ترک ساز که ما اندرین معرکه بیخیل و سپاه آمدهایم تو ندانی که نگاهی سر راهی چه کند در حضور تو دعا گفته براه آمدهایم