اقبال لاهوری | زبور عجم | صورت گری که پیکر روز و شب آفرید
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
صورت گری که پیکر روز و شب آفرید از نقش این و آن بتماشای خود رسید صوفی! برون ز بنگه تاریک پا بنه فطرت متاع خویش به سوداگری کشید صبح و ستاره و شفق و ماه و آفتاب بیپرده جلوهها به نگاهی توان خرید