اقبال لاهوری | زبور عجم | باز بر رفته و آینده نظر باید کرد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
باز بر رفته و آینده نظر باید کرد هله برخیز که اندیشه دگر باید کرد عشق بر ناقه ایام کشد محمل خویش عاشقی؟ راحله از شام و سحر باید کرد پیر ما گفت جهان بر روشی محکم نیست از خوش و ناخوش او قطع نظر باید کرد تو اگر ترک جهان کرده سر او داری پس نخستین ز سر خویش گذر باید کرد گفتمش در دل من لات و منات است بسی گفت این بتکده را زیر و زبر باید کرد