اقبال لاهوری | زبور عجم | اگر به بحر محبت کرانه میخواهی
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
اگر به بحر محبت کرانه میخواهی هزار شعله دهی یک زبانه میخواهی مرا ز لذت پرواز آشنا کردند تو در فضای چمن آشیانه میخواهی یکی به دامن مردان آشنا آویز ز یار اگر نگه محرمانه میخواهی جنون نداری و هوئی فکنده ئی در شهر سبو شکستی و بزم شبانه میخواهی تو هم به عشوه گری کوش و دلبری آموز اگر ز ما غزل عاشقانه میخواهی