واژه جو

افلاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افلاج . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ فَلَج، بمعنی جوی خرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و رجوع به فلج شود.

افلاج . [ اِ ] (ع مص ) فالج شدن و بیحس و حرکت گردیدن عضو. (غیاث اللغات ).

معنی افلاج | واژه جو