واژه جو

افلات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افلات . [اِ ] (ع مص ) فوت شدن چیزی . ◄ گذاشتن . ◄ فوت کردن . لازم و متعدی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ بجستن و بجهانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). برستن و برهانیدن . (المصادرزوزنی ). جستن . انفلات . (یادداشت مؤلف ) : فلایومن علی من افلت من اولئک من الموت الموت ان یقع.

معنی افلات | واژه جو