واژه جو

اشپشه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشپشه . [ اِ پ ِ ش َ / ش ِ ] (اِ) اشپش . رجوع به اشپش شود : آنکه در انبار ماند و صرفه کرد اشپشه و موش حوادث پاک خورد. مولوی .

معنی اشپشه | واژه جو