واژه جو

اشوبدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشوبدن . [ اَش ْ وَ ب َ دَ ن َ ] (اِخ ) نام شهریست در مشرق هند. و این کلمه بمعنی کسانیست که چهره هایشان همچون چهره ٔ خرس است . رجوع به تحقیق ماللهند ص ١٥٣ شود.

معنی اشوبدن | واژه جو