واژه جو

اشوب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشوب . [ اُ ] (معرب، اِ) (از اسپانیولی ) باقیمانده ٔ نسوج کتان و کنف . ♦ اُشوب القِنَّم ؛ باقیمانده ٔ نسوج شاهدانه ٔ هندی . بنگ . در برخی از لغت نامه ها این کلمه بصورتهای اُشْتُب ّ و اشطوپة و لشطوب نیز آمده است . (از دزی ج ١ ص ٢٦). و رجوع به اشتب شود.

معنی اشوب | واژه جو