واژه جو

اشناج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اشناج . [ اِ ] (ع مص ) اشناج جلد؛ ترنجیده شدن و درهم کشیده شدن پوست از گرما یا سرما. (از المنجد).

معنی اشناج | واژه جو