واژه جو

اسرحدون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اسرحدون . [ اَس ْ س َ ح َ ] (اِخ ) (مظفر) پسر و جانشین صنخریب (سناخریب )، شهریار آشور از سنه ٔ ٦٨٠ تا ٦٦١ ق . م . (قاموس کتاب مقدس ). رجوع به اسارهادن شود.

معنی اسرحدون | واژه جو