اسراء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسراء. [ اِ ] (ع مص ) بشب راه رفتن .(غیاث ). بشب رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). سری . مسری . ◄ در سراة درآمدن . بسوی سراة شدن . (منتهی الارب ). ◄ نزدیک شدن هنگام خایه کردن . ♦ اسراء جرادة ؛ قریب بیضه نهادن رسیدن ملخ . (منتهی الارب ). تخم گذاری ملخ نزدیک رسیدن . ◄ سیر کنانیدن بشب : سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر. (قرآن ١/١٧). ◄ از خود افکندن، چنانکه جامه را. ◄ (اِخ ) معراج رسول . ♦ حدیث اسراء ؛ حدیث معراج .