اسحار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اسحار. [ اِ ] (ع مص ) در سَحَر شدن . بوقت سحر به جائی رفتن . در وقت سحر شدن . (زوزنی ). در وقت سحر شدن و رفتن در آن وقت . (تاج المصادر بیهقی ).
اسحار. [ اَ حارر / اِ حارر ] (ع اِ) تره ایست که شتر را فربه کند. (منتهی الارب ). اسحارّه .
اسحار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ سَحر. بامدادها. (غیاث ). ◄ ج ِ سُحْر و سَحْر و سَحَر. شش های حیوانات . ◄ ج ِ سِحر. افسونها. (غیاث ). ◄ مقطعةالاسحار؛ مقطعةالسحور. (منتهی الارب ). خرگوش . ارنب . (اقرب الموارد).