استیهیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ دَ) (مص ل.) سِتهیدَن، ستیزه کردن، لجاج کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ دَ) (مص ل.) سِتهیدَن، ستیزه کردن، لجاج کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استیهیدن . [ اِ دَ ] (مص ) استهیدن . لجاج کردن . ستیهیدن : هرکه باشد شیوه استیهیدنش دیده ٔ خود را بپوش از دیدنش . مولوی .