واژه جو

استنهار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استنهار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) زجر کردن . ◄ گرفتن زمین محکم برای جاری کردن نهر. ◄ رفتن آب در زمین . (منتهی الارب ). روان شدن آب چنانکه زمین را جوی کند. ◄ فراخ شدن . (منتهی الارب ) (زوزنی ).

معنی استنهار | واژه جو