واژه جو

استنهاج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استنهاج . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) هویدا شدن راه . (تاج المصادر بیهقی ). واضح گردیدن راه . (منتهی الارب ). ◄ براه دیگری رفتن . (منتهی الارب ).اقتدا کردن به کسی در رفتن . (تاج المصادر بیهقی ).

معنی استنهاج | واژه جو