استعتاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
استعتاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) از کسی خواستن که ترا خشنود کند. (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). طلب رضاجوئی کردن از کسی . ◄ آشتی خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). آشتی و صلح خواستن . (زوزنی ). ◄ بخشیدن رضا و خشنودی کسی را: استعتبه ؛ بخشید اورا رضا. ◄ آرزو کردن چیزی . و منه قوله تعالی : و ان یستعتبوا فما هم من المعتبین (قرآن ٢٤/٤١)؛ ای ان یستقیلوا ربهم لم یقلهم ای لم یردهم الی الدنیا. ◄ بازگردیدن از بدی . (منتهی الارب ).