واژه جو

ازرقی هروی | مقطعات | شماره ۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

گر چه ما از جزغ نیاساییم جان پاکت ز غم بیاسوده است مثلست این که: آفتاب بگل کس نیندود و سخت بیهوده است زیر هر پشته‌ای ز صورت تو آفتابی بکه گل اندوده است

معنی ازرقی هروی | مقطعات | شماره ۳ | واژه جو