واژه جو

ازرقی هروی | مقطعات | شماره ۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مهترا، هر چند شعرم زان هر شاعر بهست تا توانستم نکردم من ز شعری اکتساب قصد آن دارم که دامن در چنم زین روز بد روز خوب خویش جویم بر ستوری چون عقاب تا همی خوانم کتاب و تا همی جویم شراب هم توقع کرده‌ام در برگ ره جفتی رکاب

معنی ازرقی هروی | مقطعات | شماره ۲ | واژه جو