واژه جو

اروا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اروا. [ اَرْ ] (اِخ ) قریه ای از قرای مرو بدوفرسنگی آن . (انساب سمعانی ذیل اروانی ). و در منتهی الارب اروی آمده است .

اروا. [ اَرْ ] (پهلوی، اِ) آله . آلوه . عقاب . (فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج ١ ص ٢٩٨).

معنی اروا | واژه جو