واژه جو

ارشطرخش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارشطرخش . [ ] (اِخ ) حاج خلیفه گوید که اصل اسم وی ارشطو به معنی صالح و ارخش بمعنی رئیس است، پس این دو را ترکیب کردند و واو و الف را بتخفیف ساقط کردند. او راست : کتاب جرمی النیرین و بعدیهما، حاوی ١٩ شکل . (کشف الظنون ). ظاهراً مصحف ارسطرخس .

معنی ارشطرخش | واژه جو