واژه جو

ارخان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارخان . [ اُ ] (اِخ ) ابن عثمان . دومین سلطان عثمانی . وی در ٧٢٦هَ . ق . بجای پدر نشست و تا ٧٦١ سال وفات خود این مقام داشت . شهرهای بروسه و نیقیه را بگرفت و ممالک امرای کراسی را که با خاک او مجاور بودند متصرف شد و لشکریان ینی چری را که چندین قرن وسیله ٔ عمده ٔ فتوحات سلاطین عثمانی بود تشکیل کرد. (طبقات سلاطین اسلام ص ١٦٩ و ١٧٥).

معنی ارخان | واژه جو