واژه جو

ارخام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارخام . [ اِ ] (ع مص ) ارخام دجاجه بیضه ها را؛ زیر بال گرفتن ماکیان تخم ها را برای چوزه برآوردن . بر خایه نشستن ماکیان . (تاج المصادر بیهقی ). زیر بال گرفتن ماکیان بیضه را. (منتهی الارب ).

معنی ارخام | واژه جو