واژه جو

اراض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اراض . [ اِ ] (ع ص، اِ) پهنایان و فراخان . (منتهی الارب ). ◄ (اِ) بساط سطبر از پشم گوسپند باشد یا از پشم شتر. (منتهی الارب ). بساطی سطبرکه از موی یا پشم بافند. شادروان . (مهذب الاسماء).

معنی اراض | واژه جو