واژه جو

اراش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اراش . [ ] (اِخ ) ابن عمروبن الغوث اخی الازدبن النبیت . وی با سلامةبن انمار تزویج کرد و امّاربن أراش فرزند ایشان بود. رجوع به عقدالفرید چ محمد سعید العریان جزء٣ ص ٣١٢ شود.

معنی اراش | واژه جو