واژه جو

ابن سماعه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن سماعه . [ اِ ن ُ س َ ع َ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن سماعة تمیمی . از فقهای حنفی، شاگرد قاضی ابویوسف . او بزمان مأمون، قاضی جانب غربی بغداد بود و در دوره ٔ معتصم برای ضعف بینائی از قضا کناره گرفت و به سال ٢٣٣ هَ .ق . وفات کرد و متجاوز از صد سال داشت .او راست : کتاب ادب القاضی . کتاب المحاضر و السجلات . وکتب محمدبن الحسن ابوعبداﷲ را نیز روایت کرده است .

معنی ابن سماعه | واژه جو