واژه جو

ابن النقیب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن النقیب . [ اِ نُن ْ ن َ ](اِخ ) احمدبن محمد حسنی حلبی . عالم متفنن . مولد او١٠٠٣ هَ . ق . در حلب بود. و نزد ابن منلا و جمعی دیگر از دانشمندان وقت ادب و فقه فراگرفت و چندی نیابت قضاء حلب داشت . او راست : حاشیه ٔ غرر و درر در فقه و نیز اشعاری نیکو دارد. وفات او به سال ١٠٥٦ بوده است .

معنی ابن النقیب | واژه جو